کم خور غم تنی که حیاتش به جان بود / چیزی طلب که زندگی جان به آن بود
هیچش ز تخم عشق معطل روا مدار / تا در زمین جسم تو آب روان بود
آن کس رسد به دولت وصلی که مرورا / روح سبک ز بار محبت گران بود
چون استخوان مرده نیاید به هیچ کار / عشقی که زندهای چو تواش در میان بود
معشوق روح بخش به اول قدم چو مرگ / از هفت عضو هستی تو جان ستان بود
آخر به عشق زنده کند مر تو را که اوست، / کب حیوة از آتش عشقش روان بود
از تو چه نقشهاست در آیینهٔ مثال / دیدند و گر تو نیز ببینی چنان بود
این حرف خواندهای تو که بر دفتر وجود / لفظیست صورت تو که معنیش جان بود
با نور چشم فهم تو پنهان لطیفه ایست / جان تو آیتیست که تفسیرش آن بود
ای دل ازین حدیث زبان در کشیده به / خود شرح این حدیث چه کار زبان بود؟
خود را مکن میان دل و خلق ترجمان / تا سر میان عشق و دلت ترجمان بود
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.