سیف فرغانی › این قطعه را به دوست خود شیخ نو| ” میراث‌دار ادب پارسی “

شمارهٔ ۵۴ - این قطعه را به دوست خود شیخ نور الدین فرزند شیخ محمود نوشت
با حسن چو لطف یار کردی، / ای جان بنگر چه کار کردی؟!
دل را به سخن گشاد دادی / دی را به نفس بهار کردی
با چاکر خرد خود بسی لطف، / ای صدر بزرگوار کردی
چون شعر رهی نهان نماند / فضلی که تو آشکار کردی
از وصل بریده بود امیدم / بازم تو امیدوار کردی
از نامهٔ خود طویلهٔ در / در گردن روزگار کردی
چون دست عروس نامه‌ای را / از خامه پر از نگار کردی
زین نامه که دام مرغ روح است / چون من زغنی شکار کردی
از بهر جمال وصل خود باز / چشم املم چهار کردی
زین چند لقب که حد من نیست / بر مزبله در نثار کردی