سیف فرغانی › این قطعه را به دوست خود شیخ نو| ” میراثدار ادب پارسی “
شمارهٔ ۵۴ - این قطعه را به دوست خود شیخ نور الدین فرزند شیخ محمود نوشت
با حسن چو لطف یار کردی، / ای جان بنگر چه کار کردی؟!
دل را به سخن گشاد دادی / دی را به نفس بهار کردی
با چاکر خرد خود بسی لطف، / ای صدر بزرگوار کردی
چون شعر رهی نهان نماند / فضلی که تو آشکار کردی
از وصل بریده بود امیدم / بازم تو امیدوار کردی
از نامهٔ خود طویلهٔ در / در گردن روزگار کردی
چون دست عروس نامهای را / از خامه پر از نگار کردی
زین نامه که دام مرغ روح است / چون من زغنی شکار کردی
از بهر جمال وصل خود باز / چشم املم چهار کردی
زین چند لقب که حد من نیست / بر مزبله در نثار کردی
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.