شیخ محمود شبستری › در تحقیق طهارت| ” میراث‌دار ادب پارسی “

ز دنیا و ز دنیادار شو دور / مباش از بهر دنیا بیش رنجور
که دنیا چون رباط است اندر این راه / بباید رفتنت زین جای ناگاه
ز نیک و بد هر آنچت خلق گویند / تو منت دار زانکت جامه شویند
کسی کت جامهٔ تن پاک شوید / یقین می‌دان که از تو سیم جوید
بدین معنی کسی کت جامهٔ جان / بشوید دار ازو منت فراوان
تن تو جامهٔ جان‌ست ای دوست / ولی وقتی که پاکیزه است نیکوست
غبار جامهٔ تن شوخ و چرک‌ست / ولیکن شوخ جان از کفر و شرک‌ست
لباس تن به آب جوی می‌شوی / طهور جان ز آب علم و دین جوی
ز خشم و کینه و از شهوت و آز / درونت پاک کن آنگه وضو ساز
از یراکر نباشد جان نمازی / اگر چه در نمازی بی‌نمازی
حدث دنیاست زیرا هست مردار / به ترک تا حدث از پیش بردار
چو دنیا را پیمبر خوانده جیفه / مکش جیفه دگر در بند نیفه
به توبه کوش تا یابی انابت / حقیقت این بود غسل جنابت