شیخ محمود شبستری › در تحقیق جهاد و معنی آن| ” میراث‌دار ادب پارسی “

ز بعد او دگر رکن جهاد است / که صاحب شرع اندر دین نهاد است
جهاد تو دو نوع‌ست از ضرورت / که باید کرد در معنی و صورت
جهاد صورتی با کافران است / که منکر گشت حق را کافر آنست
جهاد معنوی را نیز دریاب / چو دانستی بکن جهدی در این باب
چو اماره است نفست کافر است او / ز جمله کافران کافرترست او
به حکمت دعوتش کن سوی ایمان / مریدش کن اگر گردد مسلمان
که گر از نور ایمان پاک گردد / به معنی برتر از افلاک گردد
وگر دانی که نفست سرکش افتاد / یقین خاکت دهد یک روز بر باد
بکن با کافر نفست جهادی / که بر کافر نباشد اعتمادی
جهاد نفس کافر را چه مقدار / جهاد کافر نفس است دشوار
اگر با کافران چین و ماچین / در افتی به که با این نفس پرکین
به جان بشنو که از پیغمبر است این / که در محراب گفت و در خوارست این
که فارغ چون شدیم از جنگ اصغر / به پیوندیم زین پس جنگ اکبر
چرا محراب را محراب خوانند / که در وی نیز حرب است ار توانند
جهاد اصغرت با کافران دان / جهاد اکبرت با نفس و شیطان
به علم از نفس شیطان را بگیری / کنی در بند و فرمائی اسیری
یقین در پیش تو زاری کند او / درین ره مر تو را یاری کند او
وگر در قتل نفس خود رسیدی / یقین می‌دان که در معنی شهیدی
جهاد نفس خود معلوم کردی / ز من بشنو جهادی کن به مردی
جهاد صورت و معنی چنین است / مکن شک اندین معنی یقین است
به دانش خشم و شهوت زیر پا کن / نه بهر نفس خود بهر خدا کن
به کلی روی خود سوی خدا آر / جهاد صورت و معنی به جا آر