شیخ محمود شبستری › در پیدایش نفس و صفت آن| ” میراث‌دار ادب پارسی “

چنین گفتند دانایان اسرار / که چون حق کرد نور خویش اظهار
ز عکس نور او شد عکس عالم / که خوانندش حکیمان روح اعظم
ز روح اعظم و از امر اعلی / پدید آمد به خلقت عقل اولی
حدیث از سید سادات نقل‌ست / که مخلوق نخست از امر عقل‌ست
به امر از عقل کرد او نفس پیدا / چنان کز جنب آدم شخص حوا
از آن پس عرش و کرسی و سموات / که باشد اندر او چندین علامات
ز نور و ظلمت و افلاک و انجم / ز ارکان و موالید و ز مردم
چو صورت بست ازین بس نفس انسان / جدا کردش به نطق از جمع حیوان
ز حق نفس‌ت بدین ترتیب و مقدار / به چندین واسطه آمد پدیدار
ازو بهتر نیامد هیچ موجود / ز موجودات او بوده است مقصود
کسی کو محرم سر خدا نیست / امانت را بدو دادن روا نیست
در این معنی سخن گفتند حالی / ولیکن من نگویم جز مثالی
مثالت گر نکو مفهوم گردد / تو را سرّس از آن معلوم گردد