شیخ محمود شبستری › در تحقیق موتوا قبل ان تموتوا| ” میراث‌دار ادب پارسی “

بمیر ای بی‌خبر گر می‌توانی / به مرگی کان به است از زندگانی
بمیر از باطل و زنده به حق باش / چو هستی طالب حق زین نسق باش
در این روز دو سه کت داد حق مهل / بکن جهدی و دل خالی کن از جهل
به جای جهل پر علمش کن ای دوست / که چون مغز است علم و جهل چون پوست
خوشا وقت کسی کو پیش از مرگ / شود بیدار و سازد مرگ را برگ
اگر در جهل عمرت می‌شود فوت / کجا یابی امان از مالک الموت
مترس از مرگ صورت زانکه سهلست / بتر مرگ ای برادر مرگ جهلست
چو از دنیا بمیرد مرد دانا / به سوی آخرت راند توانا
بدانی گر بمیری اندرین تو / که موتوا این بود قبل ان تموتوا