شاه نعمتالله ولی › غزل شمارهٔ ۱| ” میراثدار ادب پارسی “
هر چه گفتم عیان شود به خدا / پیر ما هم جوان شَود به خدا
در میخانه را گشاد یقین / ساقی عاشقان شود به خدا
هر چه گفتم همه چنان گردید / هر چه گویم همان شود به خدا
از سر ذوق این سخن گفتم / بشنو از من که آن شود به خدا
آینه پیش چشم می آرم / نور آن رو عیان شود به خدا
باز علم بدیع می خوانم / این معانی بیان شود به خدا
گوش کن گفتهٔ خوش سید / این چنین آن چنان شود به خدا
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.