شاه نعمت‌الله ولی › قطعهٔ شمارهٔ ۱۰| ” میراث‌دار ادب پارسی “

ماسوی الله جز خیالی نیست می بینم به خواب / این چنین نقش خیالی قابل تعبیر نیست
در سر زلفش دل ما مدتی پابست شد / این چنین دیوانه را خوشتر از آن زنجیر نیست
کی رسد هرگز به مقصودی درین راه خدا / نوجوانی کاندرین ره هم رفیق پیر نیست
گر نمی یابی مرادی آن هم از تقصیر ماست / ورنه بر درگاه او ازهیچ رو تقصیر نیست
گرچه جارالله کلام الله تفسیرش کند / گرچه تفسیری خوشست اما چو این تفسیر نیست