شاه نعمتالله ولی › قطعهٔ شمارهٔ ۱۰۷| ” میراثدار ادب پارسی “
چو پادشاه در عالم گدای حضرت اوست / گدای حضرت او باش و پادشاهی کن
چو در طریق مروت موافقت شرط است / مکن مخالفت او و هر چه خواهی کن
به نزد اهل ارادت ، توئی مناهی تو است / رضای او طلب و توبه از مناهی کن
اگر امید نداری به صبح روز وصال / می شبانه خورد و خواب صبحگاهی کن
در آ به خلوت دیده چه نور خوش می بین / وطن چو مردمک دیده در سیاهی کن
به چشم ما نظری کن که نور او بینی / نظر به دیدهٔ این مظهر الهی کن
مباش بندهٔ دنیا بیا و چون سید / بکوش و سلطنت از ماه تا به ماهی کن
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.