وحشی › در خیال تو| ” میراث‌دار ادب پارسی “

چو وحشی سر به زانو دوش بودم در خیال تو / که شبها چیست شغلت ، در کجایی، کیست پهلویت
دراین اندیشه خفتم دیدمت در خلوتی تنها / قدح در دست و می درسر، صراحی پیش زانویت