وحشی › هجو خواجه| ” میراث‌دار ادب پارسی “

ای خواجه هجو ریشه فرو می‌برد، بترس / شاخی‌ست این که می‌ندهد میوهٔ بهی
حاکم تو باش و جانب خود گیر و حکم کن / کردم در این معامله من با تو کوتهی
شاعر اگر تو باشی و از من طمع کنی / این وعده‌ها دهم که تو دادی و می‌دهی
هم خود بگو که از پی تحریر هجو من / یک لحظه کاغذ و قلم از دست می‌نهی ؟