آیت الله یعقوب جعفری › آن خواب كه دیدم| ” میراثدار ادب پارسی “
در خواب تو را دیدم پیدا و نهانم سوخت
لرزیدم و لرزیدم تا یكسره جانم سوخت
زان خواب برآشفتم عشق تو چنانم کرد
كز بردن نام تو در كام زبانم سوخت
اى كاش از آن رؤیا بیدار نمىگشتم
كز حسرت جانكاهش بالمره توانم سوخت
بیدارى و هشیارى آتش به نهادم زد
از شعله آن آتش در سینه فغانم سوخت
زان قول كه در رؤیا دادى به من مسكین
از شوق تنم لرزید وز ناله دهانم سوخت
از این غم بىپایان وز این سر بىسامان
هم جان به لبم آمد هم نام و نشانم سوخت
بر جاى نماند از من جز توده خاكستر
این دورى و مهجورى بنگركه چسانم سوخت
چون شمع فرو مردم در حسرت آن دیدار
دیگر اثر از من نیست عشق تو چنانم سوخت
15/8/1381 مدینه منوره
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.