آیت الله یعقوب جعفری › تو شنیدی اما| ” میراثدار ادب پارسی “
سخن آهسته بگفتم تو شنیدی اما
در نهان کارخطا کردم و دیدی اما
من زغفلت زدگی از تو بریدم گاهی
تو خجالت زده کردی نبریدی اما
رهزنان از دو طرف راه به رویم بستند
تو به داد من بیچاره رسیدی اما
من در آن معرکه زیر سم اسبان بودم
نعش من را به کناری تو کشیدی اما
حمله کردند به من آنهمه گرگ خونخوار
تو مرا از دهن گرگ رهیدی اما
جنس نالایق من رونق بازار نداشت
لیک کالای بد مرا توخریدی اما
از خطاهای من البته تو آگه بودی
پرده سر نهان را ندریدی اما
بهار 1394 - قم
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.