آیت الله یعقوب جعفری › مست و خرابم| ” میراثدار ادب پارسی “
چه زود از دست شد عهد شبابم
زكف رفت آن طلاى خوب و نابم
كسى، دیگر نمىپرسد ز حالم
اگر پرسم نمىگوید جوابم
عزیزان جمله با من قهر كردند
نمىآیند حتى كه بهخوابم
كنون بد عهدى ایام را بین
چگونه مىدهد رنج و عذابم
بتا منگر به این موى سفیدم
نگاهى كن به این چشم پرآبم
اگر سُكر جوانى رفته از دست
ولى از جام تو مست شرابم
هواى تو به قلبم جا گرفته
هنوز از عشق تو در پیچ و تابم
نوشتمگر چه چندین جزوه اما
تویى آن نسخه اصل كتابم
بیا و همتى بهر خدا كن
پذیرا شو مرا عالى جنابم
نقاب از چهر خود برگیر یكدم
كه تا من نیز بردارم نقابم
مرا آن سان كه هستم تا ببینى
تو را آن سان كه مىخواهم بیابم
چو خورشیدى كه بر گلها بتابد
به گلزار وجود تو بتابم
نگیرم گوش پند جعفرى را
چرا كه از غمت مست و خرابم
16/12/1374 قم
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.