گویند سیم و زر به گدایان خدا نداد / جان پدر بگوی بدانم چرا نداد؟!
از پیش ما گذشت خدا و نداد چیز / دیشب، که نان نسیه به ما نانوا نداد
جان پدر بگوی بدانم خدا نبود / آن شخص خوشلباس که چیزی به ما نداد؟
گر او خدا نبود چرا اعتنا نکرد / بر ما و هیچ چیز به طفل گدا نداد؟
شخصی خیال که چیزی دهد ولی / آژان میان فتاد و ردم کرد و جا نداد
گفتم که مرده مادر و بابام ناخوش است / کس شاهی ای برای غذا و دوا نداد
همسایه روضه خواند و غذا داد، پس چرا / بیرون در به جمع فقیران غذا نداد
دیدم کلاهی ای زدم در تو را براند / وز دوری خورش به تو یک لوبیا نداد
دایم به قهوهخانه سماور صدا دهد / یکبار هم سماور بابا صدا نداد
بقال بیمروت از آن میوهها به من / یک آلوی کفک زدهٔ کمبها نداد
نزدیک نانوا سر پا بودم و کسی / یک لقمه نان به دست من ناشتا نداد
مردی گرفت لپ مرا و فشرد و رفت / چیزی ولی به دست من بینوا نداد
از این همه درخت که باشد میان شهر / یک شاخه نیز منقل ما را جلا نداد
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.