ملک‌الشعرای بهار › به شکرانهٔ بازوی قوی| ” میراث‌دار ادب پارسی “

برخیز ساقیا بده آن جام خسروی / تا درکشم به یاد شهنشاه پهلوی
شاها به شوکت تو زیانی نمی‌رسد / گر یک نصیحت از من درویش‌ بشنوی
بنشین درون قلب رعیت که‌ این مکان / ایمن‌تر است و نغزتر از بزم خسروی
از ما متاب رخ که جوانان نامدار / خوش داشتند صحبت پیران منزوی
اکرام کن به مردم افتاده ضعیف / شکرانهٔ خیال خوش و بازوی قوی
منما غضب بر اهل ادب تا نه نو شود / فردوسی و ملامت محمود غزنوی
شاها به ‌قول هرکس و ناکس‌، بر اهل فضل / زنهار بدمکن که پشیمان همی شوی
شاها وجود مرد هنرپیشه کیمیاست / توکیمیا گذاری و دنبال زر دوی
پند بهار گوهر درج سعادتست / از گوهرت سزد که‌ بدین گفته بگروی