ملک‌الشعرای بهار › دختر ناکام| ” میراث‌دار ادب پارسی “

چه شد که نرگس مستش ز آب دیده تر است / چه شد که لالهٔ رویش به رنگ معصفر است
چرا سعادت از‌بن تازه دختر ناکام / بریده مهر و از او سال و ماه بی‌خبر است
نه روی خانه - نه یارای دیدن یاران / اسیر کنج خرابات و خوار و دربدر است
ز بیوفایی صیاد بلهوس این مرغ / از آشیانه جدا، خسته‌بال و کنده‌پر است
چه شد که این چمن نوشکفته گشته خراب / «‌بهار» این همه تقصیر مادر و پدر است