ملک‌الشعرای بهار › خیرات محمدی| ” میراث‌دار ادب پارسی “

در عهد شهنشه خردمند / کز لطف علاج ملک جم کرد
شاهنشه پهلوی کزین ملک / معدوم طریقهٔ ستم کرد.
آن شاه که احترام نامش / ما را به زمانه محترم کرد
زان‌ لحظه که تکیه زد بر اورنگ / شورش بجهید وفتنه رم کرد
آباد به کشوری کش ایزد / چونین سر و سروری کرم کرد
شهری که ز بضعهٔ پیمبر(‌ص‌) / صد فخر به روضهٔ ارم کرد
می‌خواست مریضخانه و ایزد / این منقصتش ز مهر کم کرد
ب‌ن فاطمه فاطمی محمد / کایزد به فضیلتش علم کرد
آسایش و احتیاج قم را / این نقشهٔ خیر مرتسم کرد
مار ستانی ز راه خیرات / آن دانشمند محتشم کرد
شایسته مریضخانه‌ای ساخت / باغی به مریضخانه ضم کرد
پس کلک «‌بهار» سال آن را / «‌خیرات محمدی‌» رقم کرد