ملک‌الشعرای بهار › به مناسبت کوتاه کردن زنان گیسوان خود را| ” میراث‌دار ادب پارسی “

شنیدم در امربکا گروهی / دل از عشق زنان یکسو کشیدند
ز دست بیوفایی‌های نسوان / در آغوش جوانان آرمیدند
همانگه دسته‌ای در شهر پاریس / سوی ابن ماجرا با سر دوبدند
چنان شد رسم کار بچه‌بازی / که گفتی زن از اول نافربدند
زنان از دیدن این غبن فاحش / سرانگشت پشیمانی گزیدند
پس آنگه بهر استرضای مردان / به فرم امردان کسوت گزیدند
به بر کردند رخت تنگ و کوتاه / سراسر زلف با مقراض چیدند
شد این‌مد درجهان‌مقبول‌وهرجا / زنان گیسوی مشک‌افشان بریدند
به ایران هم سرایت کرد این کار / زنان فرمودهٔ شیطان شنیدند
طلایین طرّه و مشکین کلاله / درو کردند و قلب ما دریدند
سر خود را کچل کردند و زین غم / دل ما را به خاک وخون کشیدند
به یک تقلید بیجا این بلا را / دودستی بر سر خود آوربدند
سخن کوته کنم دور از عزیزان / زنان یکسر به گیس خویش ریدند