ملک‌الشعرای بهار › سر و ته یک کرباس| ” میراث‌دار ادب پارسی “

ای بزرگان به من جواب دهید / کاخر این ملک راکه دارد پاس
ای هژیران ری به من گویید / کیست مسئول این خرابه اساس
از پس هجده سال سعی هنوز / صید فقریم و بستهٔ افلاس
چشم بسته بریده ره شب و روز / باز بر جای‌، همچو گاو خراس
ما به کریاس در به جنگ و جدل / دشمنان سرکشیده در کریاس
جنگ و غوغای ما بدان ماند / با چنین حال و با چنین احساس
که ز غفلت به مغزهم کوبند / در تک چاه چند تن کناس
اهرمن داسی از نفاق به‌دست / همه گردن نهاده‌ایم به داس
همه ماریم و چرخ‌، مارافسای / همه موریم و بخت‌، لغزان طاس
آن‌، همی نالد از خواص القوم / این همی موید از عوام الناس
آن‌، همه خلق را کند تکفیر / از سر شک و شبهه و وسواس
این‌، همه قوم را نماید هو / از سر نفی صرف و ضعف حواس
آن یکی شرم مردم دیندار / این دگر ننگ مردم حساس
قلب از این گفتگو شود مجروح / مغز از این ماجرا کند آماس
اگر این احمر است و آن ابیض / وگر این کنگر است و آن‌ ریواس
همه هستیم بنت یک وادی / همه هستیم نسج یک کرباس