ملک‌الشعرای بهار › بعد از هجرت قوام ا‌لسلطنه در| ” میراث‌دار ادب پارسی “

رفت از ایران قوام‌ السظه زانک / پهنه کوچک بدُ و نبرد بزرگ
روی ازین ره بتافت زبرا بود / راه باربک و ره‌نورد بزرگ
پاره شد نسخهٔ پزشک‌، آری / خسته‌بود این‌مریض و درد بزرگ
او نگنجید در عمل که بدند / فکرها خرد وکارکرد بزرگ
او خردمند بود و خلق عوام / مملکت‌ تنگ بود و مرد بزرگ