ملک‌الشعرای بهار › تاریخ موزه| ” میراث‌دار ادب پارسی “

در عهد شهنشاه جوانبخت رضا شاه / کاز وی شده این کشور دیرینه گلستان
نخل فتن از پای درافتاد چو برخاست / این شاه جوانبخت به پیرایش بستان
چون امن شد ایران به‌ره علم کمر بست / دانشگه و دانشکده بگشود و دبستان
وانگاه بفرمود که دستور معارف / ریزد ز پی موزه چنین نادره بنیان
از پهلوی و حکمت او هیچ عجب نیست / کین کشور فرخنده شود روضهٔ رضوان
احسنت زهی موزه کز ایوان بلندش / گشتست پر از ریگ حسد موزهٔ کیوان
این موزه نماینده اعصار و قرونست / ممتاز از این رو شد از امثال و ز اقران
گنجینهٔ ذوق است و هنرنامهٔ تاریخ / آیینهٔ علمست و نمایندهٔ عرفان
خواهند ازین موزه به دریوزه تحف‌ها / شاهان پی آرایش کاشانه و ایوان
القصه چو بنیاد شد این موزهٔ عالی / کاز فرّ شه آباد بماناد به دوران
بنوشت «‌بهار» از پی تاریخ بنایش / «‌این موزهٔ عالی شود آرایش ایران‌»