نام کامل: خواجه نظامالدین عبیدالله بن احمد زاکانی
تخلص: عبید
زادروز: حدود سال ۷۰۰ تا ۷۱۰ هجری قمری
زادگاه: روستای زاکان، نزدیکی قزوین
آرامگاه: قزوین
قرن و دوره تاریخی: قرن هشتم هجری (همزمان با اواخر دوره ایلخانان مغول و دوران پرآشوب و پرتلاطم پس از حمله مغول به ایران)
خواجه نظامالدین عبیدالله در حدود سالهای ۷۰۰ تا ۷۱۰ هجری قمری در روستای «زاکان» از توابع شهر قزوین دیده به جهان گشود. او در خانوادهای اهل فضل، دانش و احترام پرورش یافت و لقب «خواجه» نشاندهنده جایگاه اجتماعی و علمی خانوادهاش بود. عبید از همان دوران کودکی و نوجوانی در شهر قزوین، که یکی از کانونهای مهم فرهنگی و مذهبی آن دوران به شمار میرفت، مقدمات علوم دینی، ادبیات فارسی و عربی را آموخت و استعداد شگرفی در طنزپردازی، ظرافتهای زبانی و نقد اجتماعی از خود نشان داد.
دوران جوانی و سیاحت در دربارها
عبید برای تکمیل دانش و کسب تجارب ادبی، قزوین را ترک کرد و به شهرهای بزرگی چون شیراز و تبریز سفر نمود. او در شیراز با دربار آل اینجو (بهویژه امیر مبارزالدین و شاه شجاع) و بعدها در تبریز با دربار جلایریان مراوده داشت. در همین دوران بود که با شاعر بزرگ، حافظ شیرازی، همعصر و همنشین شد و احترام و ارادت متقابل میان این دو بزرگ ادب برقرار گردید. عبید با چشمان خود فساد، ریاکاری، بیعدالتی حاکمان و رنج مردم را در دورانی پرآشوب پس از حمله مغول مشاهده کرد و همین مشاهدات تلخ، مایه اصلی الهام او برای سرودن اشعار و نثرهای انتقادی و هجوآمیز شد.
عبید زاکانی در طنز و هجو چنان مهارتی داشت که زبان فارسی در دستان او به سلاحی کوبنده، بیپروا و افشاگر تبدیل میشد. او را بزرگترین طنزپرداز و منتقد اجتماعی ادبیات کلاسیک فارسی میدانند. عبید برخلاف بسیاری از شاعران درباری که به مدح میپرداختند، با زبانی گزنده، کنایهآمیز و ظریف، به نقد ریاکاری زهاد، فساد امیران، و نابسامانیهای اجتماعی میپرداخت و هیچگونه ملاحظهای در افشای حقیقت نمیکرد.
شاهکار نثری او، «اخلاقالاشراف»، با ظاهری پندآمیز و آموزشی، در واقع هجوی تند و بیپرده بر اخلاق و رفتار طبقه حاکم و درباریان است. همچنین مثنوی تمثیلی «موش و گربه» با زبانی ساده و داستانگونه، استعارهای سیاسی و اجتماعی از ظلم حاکمان زورگو به مردم بیپناه است. در شعر نیز، غزلیات و هجویات او سرشار از مضامین عاشقانه، عارفانه و انتقادی است که با ظرافتهای زبانی، ایهامهای هنرمندانه و ضربالمثلسازی درآمیخته شده است.
پیری، درگذشت و میراث
عبید زاکانی سالهای پایانی عمر خود را پس از سالها سفر و مشاهدهی رنج مردم، در زادگاهش قزوین گذراند و در گوشهی آرامش به تألیف و تنظیم آثار خود پرداخت. او سرانجام در حدود سال ۷۷۱ یا ۷۷۲ هجری قمری در سنین کهولت دیده از جهان فروبست و در شهر قزوین به خاک سپرده شد.
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.
ایمیل: Jafarinia98[at]gmail[dot]com
BarnameNevys.ir
KalamehCo.ir
NasimKowsar.ir