وحشی| ” میراث‌دار ادب پارسی “

❖داروی کاری❖دایرهٔ پرگار سخن را از پرگار خانهٔ دو زبان ساختن و در میدانگاه خاتمهٔ بیان علم فرا❖در اظهار نمودن شیرین محبت خویش را به آن غمین مهجور❖در افزونی محبت فرهاد و شور عشق او در فراق شیرین❖در بیان چگونگی عشق و آغاز کندن بیستون به نیروی محبت❖در بیان گرفتاری فرهاد به کمند عشق شیرین❖در بیان مصاحبت شیرین با فرهاد در آن شب❖در بیان وصل و هجران نکویان و رفتن شیرین به تماشای بیستون❖در پند دادن دایه به شیرین و دلداری از نازنین گوید❖در تاریخ بنای گرمابه❖در تعریف محیطی که موجش با قوس قزح برابری می‌کرد و کشتیش به زورق آفتاب سر در نمی‌آو❖در توصیف دشتی که رشک گلزار بهشت بود و تفرج شیرین در آن دشت و رسیدن نامهٔ خسرو به❖در جستجوی جایی دلکش و سرزمینی خرم❖در جواب گفتگوی شیرین و قبول نمودن فرهاد کندن کوه بیستون را به جهت عمارت❖در چگونگی شبی که پیغمبر بر آسمان بر شد❖در حکایت گفتگوی آن بی‌خبر از مقامات عشق با مجنون و جواب دادن مجنون❖در خیال تو❖در خیمهٔ سوداگردان❖در راز و نیاز با خداوند❖در رفتن شیرین به کوه بیستون و گفتگوی او با فرهاد و بیان مقامات محبت