فخرالدین اسعد گرگانی| ” میراث‌دار ادب پارسی “

❖نالیدن ویس از رفتن رامین و از دایه چاره خواستن❖نامه اول در صفت آرزومندى و درد جدایى❖نامه نهم در شرح زارى نمودن❖نامه نوشتن دایه نزد شهرو و کس فرستادن شهرو به صلب ویس❖نامه نوشتن رامین به مادر و آگاه شدن موبد❖نامه نوشتن موبد نزد شهر و و فریفتن به مال❖نامه نوشتن ویس به پیش رامین❖نامه نوشتن ویس به رامین و دیدار خواستن❖نامه نوشتین رامین به ویس و بیزارى نمودن❖نامه هفتم اندرگریستن به جدایى و نالیدن به تنهایى❖نامهء پنجم اندر جفا بردن از دوست❖نامهء چهارم خشنودى نمودن از فراق و امید بستن بر وصل❖نامهء دهم اندر دعاکردن و دیدار دوست خواستن❖نامهء دوم دوست را به یاد داشتن و خیالش را به خواب دیدن❖نامهء سوم اندر بدل جستن به دوست❖نامهء ششم اندر نواختن و خواندن دوست❖نامهء هشتم اندر خبر دوست پرسیدن❖نشاندن رامین پسر خود را به پادشاهى و مجاور شدن به آتشغاه تا روز مرگ❖نشستن رامین بر تخت شهنشاهى❖نشستن موبد در بزم با ویس و رامین و سرود گفتن رامین به حال خود