انوری| ” میراثدار ادب پارسی “
هنوز شعری با این فیلتر ثبت نشده است.
هنوز شعری با این فیلتر ثبت نشده است.
نام کامل: ابوالمعالی مجدالدین محمد بن منصور انوری بلخی
تخلص: انوری
زادروز: حدود سالهای ۵۱۰ یا ۵۲۰ هجری قمری
زادگاه: روستای خاوران یا ریونج (از توابع بلخ در خراسان بزرگ)
آرامگاه: شهر بلخ (در افغانستان کنونی)
قرن و دوره تاریخی: قرن ششم هجری (دوران زوال سلجوقیان، هجوم اغوزها و ظهور غوریان)
مثنویهای مشهور: داستان عشق سلطان سنجر و خاتون ختن، حکایت جام جم، و شکایتنامههای فلسفی
انوری در اوایل قرن ششم هجری در نزدیکی شهر باستانی بلخ دیده به جهان گشود. برخلاف بسیاری از شاعران که تمام تمرکز خود را بر ادبیات میگذاشتند، انوری در جوانی به شدت به علوم عقلی و ریاضی گرایش پیدا کرد. او در دانشگاه و محافل علمی بلخ به تحصیل نجوم، هیئت، ریاضیات، فلسفه و موسیقی پرداخت و تا مدتی به عنوان یک منجم و ستارهشناس در دربارها فعالیت میکرد. همین تسلط بر علوم دقیق، بعدها به امضای سبک شعری او تبدیل شد.
ورود به دنیای شعر و دربار
انوری که هوش سرشار و طبع تیزی داشت، به تدریج متوجه شد که شعر و مدیحهسرایی در آن دوران، ثروت و شهرت بسیار بیشتری نسبت به علم نجوم برای او به ارمغان میآورد. بنابراین قریحه شعری خود را شکوفا کرد و به سرودن قصاید در مدح پادشاهان روی آورد. او ابتدا در دربار قدرتمند «سلطان سنجر سلجوقی» جایگاهی یافت، اما با حمله قبایل اغوز، کشته شدن سنجر و هرجومرج شدید در خراسان، انوری نیز آواره شد. او پس از آن سالهای طولانی را در دربار حاکمان محلی خراسان (مانند مؤیّدالدین ایآبا و قلیج ارسلان) به سر برد و برای آنها قصاید بلند سرود.
انوری در قصیدهسرایی چنان استادی بود که او را در کنار ناصرخسرو، مسعود سعد سلمان و خاقانی، از ستونهای اصلی قصیده فارسی میدانند. سبک او به دلیل ورود اصطلاحات پیچیده نجومی، فلسفی و علمی به شعر، بسیار فاخر، مستحکم و گاهی دشوارفهم است.
انوری به شدت به علم و هنر خود مغرور بود و در اشعارش بارها از نبوغ خود تمجید میکرد. او زبانی بسیار گزنده و طنزی بیپروا داشت و در هجویاتش، حاکمان نادان، مدعیان دروغین و روزگار بیوفا را با کلماتی نیشدار و کوبنده هدف قرار میداد.
ناامیدی و شکوه از روزگار
نیمه دوم زندگی انوری با ناامیدی، کهولت سن و بدعهدی حاکمان همراه بود. او که در جوانی امیدهای زیادی به کسب ثروت و مقام داشت، در پیری دریافت که پادشاهان قدرشناس نیستند و روزگار بر وفق مراد او نمیچرخد. این دوران، دوران سرایش «شکایتنامههای» بینظیر اوست. انوری در این اشعار با زبانی سوزناک و در عین حال فلسفی، از چرخه روزگار (چرخه گردان)، بیوفایی دنیا، و ناسپاسی مردمان به ستیزه میپردازد. این شکوهها چنان عمیق و هنرمندانه بیان شدهاند که از شاهکارهای ادبیات غنایی و فلسفی فارسی به شمار میروند.
انوری بلخی سرانجام در سنین پیری و در اواخر قرن ششم هجری (حدود سال ۵۸۵ یا ۵۹۰ قمری) در زادگاهش بلخ دیده از جهان فروبست.
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.
ایمیل: Jafarinia98[at]gmail[dot]com
BarnameNevys.ir
KalamehCo.ir
NasimKowsar.ir