مولوی| ” میراث‌دار ادب پارسی “

❖اینچ میگویند که اَلْقُلُوْبُ تَتَشَاهَدُ کفتیست❖با خویش آمدن عاشق بیهوش و روی آوردن به ثنا و شکر معشوق❖باز آمدن آن شاعر بعد چند سال به امید همان صله و هزار دین❖باز الحاح کردن معاویه ابلیس را❖باز ترجیح نهادن شیر جهد را بر توکل و فواید جهد را بیان کرد❖باز ترجیح نهادن نخچیران توکل را بر جهد❖باز تقریر ابلیس تلبیس خود را❖باز تقریر کردن معاویه با ابلیس مکر او را❖باز جواب انبیا علیهم السلام❖باز جواب انبیا علیهم السلام ایشان را❖باز جواب گفتن آن امیر ایشان را❖باز جواب گفتن آن کافر جبری آن سنی را کی باسلامش دعوت می‌❖باز جواب گفتن ابلیس معاویه را❖باز جواب گفتن ابلیس معاویه را❖باز خواندن شه‌زاده نصوح را از بهر دلاکی بعد از استحکام تو❖باز شدن آن شمعها هفت درخت❖باز شرح کردن حکایت آن طالب روزی حلال بی کسب و رنج در عهد❖باز طلبیدن نخچیران از خرگوش سر اندیشهٔ او را❖باز گفتن بازرگان با طوطی آنچ دید از طوطیان هندوستان❖باز گفتن موسی علیه‌السلام اسرار فرعون را و واقعات او را