ملک‌الشعرای بهار › فقرۀ ۱۱۳| ” میراث‌دار ادب پارسی “

تو ای مرد افسونگر چیره‌دست / مبر سوی هر مار بر خیره دست
مبادا کت از این دلیری همی / زند زخم و بر جای میری همی