ملک‌الشعرای بهار › فقرۀ ۱۵۳| ” میراث‌دار ادب پارسی “

سر خوی‌ها، مردمان دوستی‌است / نگر تا خداوند این خوی کیست
کسی کش منش ره به‌بنیاد داشت / بن و بیخ کار جهان یاد داشت
جهان است پیشش یکی خانه‌ای / نبیند در آن خانه بیگانه‌ای
همه مردمان بستگان ویند / زن و مرد پیوستگان ویند
بجوید دلش مهر برنا و پیر / که از مهر پیوند نبود گریز
به خوی خوش مردم و رازشان / توان راه بردن از آوازشان