ملک‌الشعرای بهار › در فواید اختصاص و تقسیم کارها میان مردم دانا| ” میراث‌دار ادب پارسی “

نیک بـنگر بـدان بـنای بلند / چون که معمار طرح آن افکند
آن یکـی آجرش تمام کـند / دگری نیز خشت خام کند
آن یکی آهکش کند غربال / وان دگر خاکش آورد به جوال
آن یکی پی فکند و جرز کشید / وان دگر طاق بست و گچ مالید
درگر است‌این و اوست سنگتراش / وان بود ربزه کار و آن نقاش
چون که‌ هرکس ‌به کار خود پرداخت / گشت پیدا عمارتی نو ساخت
زین قبیل است علم‌های جهان / خبرگی باید ازکهان و مهان
آن که هم در زیست و هم قناد / باز آرد به هر دوکار فساد
جامهٔ خلق از اوست شهداندود / پشمکش نیز هست پشم‌آلود
کار دانا یکی بود پیوست / برد نتوان دو هندوانه به‌دست