ملکالشعرای بهار › عاقبت کار وجدانفروش و رها شدن رفیق از بند| ” میراثدار ادب پارسی “
چون ز حبس جوان سه سال گذشت / مدت حبس او ، به آخر گشت
تاخت بیرون ز حبس بیچاره / بیسرانجام و عور و آواره
خانه بر باد و زن طلاق و فقیر / بینصیب از نقیر و از قطمیر
یکی از دوستان رسیدش پیش / مرد ازوجستحالهمسرخوا
گفت دادی طلاق و شوی گرفت / چندگاهی ز خلق روی گرفت
رفت شویش شبی به مهمانی / شب سیه بود وسرد و بارانی
بستر خود به زیر طاقی برد / طاق بر وی فتاد و بیدین مرد
مَرد مُرد و ضعیفهی مسکین / گشتدر «شهر نو» کرایهنشین
شد از این داستان دلش به دو نیم / تاخت نزدیک دوستان قدیم
دید آن جمله مردمی شدهاند / صاحبخانه و زن و فرزند
همه فارغ ز رادع و زاجر / آن یکی کاسب آن یکی تاجر
چون رفیق قدیم را دیدند / چون گل نوشکفته خندیدند
رحم کردند بر ندامت او / شکرکردند بر سلامت او
جان و کالا و مسکنش دادند / به از اول یکی زنش دادند
ساختندش شریک در مکسب / کاسبی گشت صاحب منصب
پشت پا زد به خدمت دولت / کند دندان ز نعمت دولت
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.