پدرش را کس از بدی اندام / نخرید آن زمان که بود غلام
گشت محمود همنشان پدر / زرد روی و دراز و بدمنظر
چون که شد صیت او بلندآهنک / وز خراسان گرفت تا لب گنگ
خویشتن را یکی درآینه دید / زشتی خویش را معاینه دید
گفت روزی وزیر دانا را / که بد آمد ز روی ما، ما را
زردرویی به روی ما بد کرد / نتوان لیک شکوه از خود کرد
پادشه را صباحتی باید / که بدو مهر خلق بگراید
ای دربغا کزین دژم رویم / نکشد مهر مردمان سویم
گفت با او وزیر روشنرای / باد پاینده عمر بارخدای
چاره این دمامت آسانست / خود علاجش به دست سلطانست
پیش این رنگ و پیش این رخسار / پرده برکش ز دست گوهربار
گنجت آکنده است و دخل فراخ / کشورت پهن و لشگرت گستاخ
خویشتن را به گنج نامی کن / در بر مردمان گرامی کن
با زر سرخ سرخرو گردی / زر نکو بخش تا نکو گردی
از کرم خلق درپذیرندت / رو کرم کن که دوست گیرندت
پادشه گفته وزیر شنید / جود و احسان بکرد و شد جاوید
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.