ملک‌الشعرای بهار › در وصف کاخ پری‌بانو| ” میراث‌دار ادب پارسی “

... / ...
... / ...
بر در آن کاخ سیصد پاسدار / جمله برکف گرزهای گاوسار
کودکان ماهرو در پیش در / بهر خدمت تنگ بربسته کمر
کرده بهر روشنی برگرد باغ / تعبیه ازگوهران شبچراغ
مجمری زرین به قندیلی بلور / هر طرف آوبخته بهر بخور
کرده خرگاهی بپا از زر ناب / تافته از سیم و ابریشم طناب
پرده‌ها آوبخته بر نقش چین / نقش‌ها از دُرّ و یاقوت ثمین
هشته پیرامون خرگه تخت‌ها / روی آن از خزّ و دیبا رخت‌ها
متکاها از پرند شوشتر / باد بیزن از دُم طاوس نر
بر فرازکاخ تختی لاجورد / از زر و لعل اندر آن گل‌‌های زرد
نازبالش‌ها لطیف و زرنگار / خوش ترنم قمریان مشک‌بار
از بر هرتخت سروی ساخته / وز زمرد برگها پرداخته
قمری زربن فشانده بر سریر / هردمی زان‌ سرو بن مشک و عبیر
ییش‌هر تختی یکی خوان ظریف / وندر آن گسترده دیبایی لطیف
جام و مینا و اوانی سر بسر / از بلور و زر و سیم پرگهر