ملک‌الشعرای بهار › خانهٔ آهن| ” میراث‌دار ادب پارسی “

یکی پادشا خانه‌زآهن بساخت / شبی آتش افتاد و آهن گداخت
پژوهش گرفتندکآن از چه بود / شراری چنین بی‌امان از چه بود
پس از جهد بسیار بردند راه / به دود دل عاجزی بی گناه