ملک‌الشعرای بهار › مسمط موشح (در دو معنای متضاد در ظاهر موافقت با جمهوری، از برداشتن کلمات اول سه| ” میراث‌دار ادب پارسی “

مسمط موشح (در دو معنای متضاد: در ظاهر موافقت با جمهوری، از برداشتن کلمات اول سه مصرع اول هر بند با مصرع چهارم غزلی در مخالفت)
جمهوری -‌ایران چو بود عزت احرار / سردار سپه مایهٔ -‌حیثیت احرار
ازکار قشون - کشور ایران شده گلزار / حال خوش -‌ایران شده مشهور در اقطار
بی‌علمی و -‌افلاس دل ما بخراشد / آوازهٔ - دین مانع اصلاح نباشد
اموال تو -‌یک دستهٔ مستخدم دربار / برده‌است به یغما وتو-‌یی غافل ازین کار
آزادی و -‌اصلاح بود لازم و واجب / مشروطیت -‌از ما نکند دفع معایب
در پردهٔ -‌شور است سرود جلی ما / جمهوری -‌ما دفع کند تنبلی ما
تا تعزیهٔ -‌آل قجر هست و تک و دو / گردان بود -‌این تعزیه‌های کهن و نو
افسانهٔ -‌تلخی است بگیرید ز من یاد / جمهوری -‌ما با بچه‌بازی عقب افتاد
درکیسهٔ - احرار بود نقد حقایق / ناهید بود -‌بهر وطن عاشق صادق