ملک‌الشعرای بهار › مولودیه| ” میراث‌دار ادب پارسی “

امروز خدایگان عالم / بر فرق نهاد تاج لولاک
امروز شنید گوش خاتم / لولاک لما خلقت الافلاک
امروز ز شرق‌، اسم اعظم / مهر ازلی بتافت بر خاک
امروز خدای با جهان کرد / لطفی که نکرده بود هرگز
نوری که مشیتش نهان کرد / امروز پدید گشت و بارز
آورد و مربی جهان کرد / یکتن را با هزار معجز
گشتند پیمبران پدیدار / با یک ‌دل و یک ‌زبان و یک ‌تن
یک‌ جلوه و صد هزار دیدار / یک پرتو و صد هزار روزن
برداشت حجب ز روی دادار / پیغمبر ما به وجه احسن
ای حکمت تو مربی کون / وی از تو وجود هرچه کائن
ای تربیت زمانه راعون / وی خلقت دهر را معاون
بی ‌روی ‌تو کشته‌ حق‌ به ‌صدلون‌ / با شرع تو گشته دین مباین
حرمت ز مزار و مسجد ما / بردند معاندین دین‌، پاک
پوشیده رخ معابد ما / از غفلت ‌و جهل‌، خاک‌ و خاشاک
جز سفسطه نیست عاید ما / کاوهام گرفته جای ادراک