ملک‌الشعرای بهار › ای مردم ایران‌!| ” میراث‌دار ادب پارسی “

ای مردم ایران همگی تند زبانید / خوش‌نطق و بیانید
هنگام سخن گفتن برنده سنانید / بگسسته عنانید
هنگام سخن پادشه چین و ختایید / ارباب عقولید
در فلسفه اهل کره را راهنمایید / با رد وقبولید
گرروی زمین‌راهمگی‌آب بگیرد / ای ملت هشیار
دانم که شما را همگی خواب بگیرد / ای مردم بیکار
گر روی زمین پر ز جدل گشته به ما چه / ملت به شما چه‌!
ور موقع خذلان دول گشته به ما چه / دولت به شما چه‌!
ما عرضه نداربم کزین جنگ عمومی / گردیم زیاده
عز و شرف افزاید بلغاری و رومی / ما باده و ساده
گوییم که کیخسرو ما تاخت به کلدان / در سایهٔ خورشید
گوییم که اگزرسس ما رفت به یونان / با لشکر جاوید
گر کورش ما شاه جهان بود، به من چه / جان بود به تن چه
گشتاسب سرپادشهان بود، به‌ من چه / دندان به دهن چه
ای وای دریغا که وطن مرد ندارد / کس درد ندارد
روبین‌تنی اندر خور ناورد ندارد / همدرد ندارد
ای مفتخوران مفتخوری تاکی وتا چند / کو حس و حمیت‌؟‌!
ای رنجبران دربدری تاکی و تا چند / بیچاره رعیت‌!!
خاکم به دهن ملت ایران همه شیرند / هنگام مکافات
از بهر نگهداری این خاک دلیرند / پیش صف آفات
امیدکه جنبش کند این خون کیانی / در ملت آرین
گیرند ز سر مرد صفت تازه جوانی / چون مردم ژرمن