ملک‌الشعرای بهار › مناظرهٔ ادبی (در جواب صادق سرمد از ادبای زمان)| ” میراث‌دار ادب پارسی “

سرمدا! شعری که گفتی خوب بود / صاف‌وبی‌تعقیدوخوش‌اسلوب‌بود
لیک تاریخی که گفتی سر بسر / با حقیقت جفت نامد درنظر
شاعرانی که ببردی نامشان / کردی از روی ادب اکرامشان
جمله در وزن و روی هم‌مشربند / در عبارات دری هم‌مکتبند
شعر فردوسی‌، دقیقی‌وار بود / فرقش اندر قرصی اشعار بود
وان دقیقی با همه کبر و غرور / بود سبکش‌همچوسبک‌بوشکور
عنصری و فرخی و عسجدی / زینتی و خرمی و ترمدی
کم‌کمک وضع زبان تغییر کرد / وان تطوّر در سخن تأثیر کرد
گر نو آید در نظر شعر کسی / اختراعی نیست در شعرش بسی
فارسی بعد از مغول بر باد شد / و اصطلاحات کهن از یاد شد
سعدی و حافظ که نیکو گفته‌اند / هر دو دنبال تتبع رفته‌اند
نکتهٔ دیگر کنم بهرت بیان / شاعر اندر هر زمان و هر مکان
هر زمانی فارسی یک‌طور بود / شاعر آن‌طوری که‌صحبت می‌نمود
هرکرا فکرنکو بود و قوی / شهرتی می کرد در نظم و روی
هرچه‌شاعرمی‌شنیدازشهرخویش / همچنان می گفت شعراز بهر خویش
رفته رفته شد زبان خام و خراب / شد لغات از یاد، با هر انقلاب
سبک هندی گرچه سبکی تازه بود / لیکن او را ضعف بی‌اندازه بود
فکرها سست و تخیل‌ها عجیب / شعر پرمضمون ولی نادلفریب
شعر هندی سر به ملیون می کشید / هر سخنور بار مضمون می کشید
لیک از آن ملیون نبینی ده‌هزار / شعر دلچسب فصیح آبدار
زان سبب شد سبک هندی مبتذل / گشت پیدا در سخن عکس‌العمل
بحث بعد الموت شد مقبول عام / نوبت تقلید آمد درکلام
چاپ شد آثار استادان پیش / شاعران را تازه شد آیین وکیش
تا به مشروطیت این رسم ونمط / بود مجری‌، چه صحیح وچه غلط
ازپس مشروطه نو شد فکرها / سبک‌هایی تازه آوردیم ما
بدعت افکندند چند زاهل هوش / سبک‌هایی‌تازه با جون وخرون
سربسر تصنیف عارف نیک بود / سبک عشقی هم بدان نزدیک بود
لیک بودند این سه تن از اتفاق / در فن خود هرسه قاآنی مذاق
بود ایرج پیرو قائم‌مقام / کرده از او سبک و لفظ و فکر، وام
احمدای‌«‌سیداشرف‌»‌خوب‌بود / احمدا گفتن ازو مطلوب بود
سبک اشرف تازه بود و بی‌بدل / لیک «‌هپ‌هپ‌نامه‌» بودش در بغل
بعد از آنهاگشت روحانی علم / آن که درشعرش «‌اجنه‌» زد رقم
دیگری پژمان و دیگر شهریار / شعرهاشان تازه است و خوشگوار
شعر افسرمحکم‌است‌و یکنواخت / لیک‌غیر ازقطعه‌، کمترشعر ساخت
گرچه طرز قطعه‌سازی طرز نیست / خاصه‌چون کم‌باشد آن را ارزنیست
قطعه‌های افسر از روی یقین / هست طرز قطعهٔ ابن‌یمین
شعر سرمد هست‌شیرین‌چول‌عسل / چامه و قطعه‌، دوبیتی وغزل
من خود از اهل تتبع بوده‌ام / جانب تقلید ره پیموده‌ام
لیک در هر سبک دارم من سخن / پیرو موضوع باشد سبک من
نوترین‌سبکی که‌دردست شماست / بار اول از خیال بنده خاست
بود در طرزکهن نقصی عظیم / رفع کردم نقص اسلوب قدیم
سبک‌ها در طبع من ترکیب یافت / تاکه طرزی مستقل ترتیب یافت