ملک‌الشعرای بهار › رباعی مستزاد| ” میراث‌دار ادب پارسی “

پروانه و شمع و گل شبی آشفتند / در طرف چمن
وز جور و جفای دهر با هم گفتند / بسیار سخن
شد صبح‌، نه پروانه به جا بود و نه شمع / ناگاه صبا
برگل بوزبد و هر دو با هم رفتند / من ماندم و من