ملک‌الشعرای بهار › شمارهٔ ۲۵| ” میراث‌دار ادب پارسی “

امشب ز فراق دوست خوابم نبرد / هم دل به سوی شمع و کتابم نبرد
از بس که دو دیده آب حسرت بارد / بیدار نشسته‌ام که آبم نبرد