ملک‌الشعرای بهار › دوز و کلک انتخابات| ” میراث‌دار ادب پارسی “

ماه مشروطه در این ملک طلوعیدن کرد / انتخابات دگر بار شروعیدن کرد
شیخ در منبر و محراب خشوعیدن کرد / حقه و دوز وکلک باز شیوعیدن کرد
صاحب‌الرأیا! رو صبح‌نشین روی خرک / رأی‌ها پیش نه و داد بزن های جگرک
پوت قند آید ازبهرتو و توپ برک / می‌دود پیشتر و می‌دهدت پیشترک
این وکالت نه به‌آزادی و خوش تعلیمی است / نه به دانستن تاربخ و حقوق و شیمی است
بلکه در تنبلی وکم‌دلی و پربیمی است / یا بپوطین و کلاه و فکل و تعلیمی است
تو برو جا به دل مردم بازاری کن / گه ز خودگاه ز من یاد به هشیاری کن
گر وکالت به من افتاد تو پاداری کن / ور به اسم تو درآمد تو ز من یاری کن
حضرت آقا خوش باشکه فالت فال است / از زر و سیم دگر جیب تو مالامال است
هرکه آقاست نکو طالع و خوش اقبالست / گه نمایندگی مجلس و قیل و قال است
طرفه عهدیست که هرگوشه کنی روی فراز / هرکه دزدی نکند همسر خار و خشک است
نه ادارات مبراست نه محراب نماز / انتخابات شد و اول دوز و کلک است
نوبهارا بود اندر سخنانت نمکی / اف برآن کاورد اندر سخنان توشکی
هرچه داری ده و بستان ز وکالت کمکی / ملک‌هایی که تو بینی همه دارد درکی