ملک‌الشعرای بهار › هنگام رفع حجاب)| ” میراث‌دار ادب پارسی “

عروس گل از باد صبا / شده در چمن چهره گشا
الا ای صنم بهر خدا / ز پرده تو رخ بدرکن
دیده کسی هرگز / بود پیچهٔ زدن خوی گل
پرده برافکن تا / شود پرده‌نشین روی گل
بسوز دل اهل صفا -‌ به عشق وبه مهر و به وفا، ای صنم / ز پیچه زدن حذر کن
آه نهان چرا چهرهٔ دلجوی تو / وای گشاده به‌، روی تو هم موی تو
ندیده بودی چهر پری / نهفته کند جلوه گری
تو چون از پری زبباتری / هرآینه جلوه سرکن
دیده کسی هرگز بود حور و پری در حجاب / حور و پری در حجاب
دیده کسی هرگز بود شمس و قمر با نقاب / شمس و قمر با نقاب
بسوز دل اهل صفا -‌به عشق وبه مهروبه وفا، ای صنم / ز پیچه زدن حذرکن
آه نهان چرا چهرهٔ دلجوی تو / وای گشاده به روی توهم موی تو