امیر معزی › شمارهٔ ۲۴۶| ” میراث‌دار ادب پارسی “

خیمه‌ها بین زده به صحرا بر / جون سمائی به روی دریا بر
زردگل بین دمیده بر سبزه / راست چون‌ کهربا به مینا بر
ژاله بین بر سمن فتاده چنانک / اشک وامق به‌روی عذرا بر
سوسن تازه بین که تفضیل است / بوی او را به مشک سارا بر
نسترن بین فکنده باد از شاخ / چون به بامی به سبز دیبا بر
مهر را بین زمهرفصل بهار / از نشیب آمده به بالا بر
خلق را بین به طبع فتنه شده / به نشاط و سماع و صهبا بر
شاه را بین ز بهر نصرت و فتح / علم افراشته به جوزا بر
شاد و خرم نشسته از بر تخت / همچو موسی به طور سینا بر