این منم یافته مقصود و مراد دل خویش / با حوادث شده بیگانه و با دولت خویش
وین منم دیده و دل کرده پس از چندین سال / روشن و شاد به دیدار ولینعمت خویش
صدر اسلام عمادالدینْ بوبکر که هست / چون قوامالدین نیکوسیر و نیکاندیش
آن وزیری که جهان شد همه از دست سهبار / باز دست آمد چون پای نهاد اندر پیش
هر که زو مقبل و برنا و توانگر گردد / تا قیامت نشود مُدبر و پیر و درویش
ای نکوخواه تو را مهر تو چون شربت نوش / وی بداندیش تو را کین تو چون ضربت نیش
در پناه تو به حشمت نگرد باز به کبک / در حریم تو به حرمت نگرد گرک به میش
اجل از دشمن تو باز نگردد به خیال / آهن و سنگ به هم بازنگیرد به سریش
تا که از نکبت ایام شود عبرت خلق / هر که را کین و خلاف تو بود، مذهب و کیش
آن کند تابش تیغ تو به خفتان و زره / که کند تابش مهتاب به کتان و حشیش
منم آن بنده که احسان تو شد مرهم من / چون شد از تیر حوادث دل من خسته و ریش
نکنم یاد ز تاراج و نیندیشم ز آنْکْ / مرکبم بود خرِ لنگ و لباسم فَرْغیش
شکر اِنعام تو گویم که به توفیق خدای / رنج من کم شد از احسان تو و راحت بیش
تاکه دینار پریشد بر زان باد خزان / باد بر سیم و سمن خانه ی تو مشک پریش
دوستان تو سراسر ز در خنده و ناز / دشمنان تو یکایک زدر گریه خریش
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.