ابوسعید ابوالخیر › تکه ۵۷| ” میراث‌دار ادب پارسی “

حال عالم سر بسر پرسیدم از فرزانه‌ای / گفت: یا خاکیست یا بادیست یا افسانه‌ای
گفتمش، آن کس که او اندر طلب پویان بود؟ / گفت: یا کوریست یا کریست یا دیوانه‌ای
گفتمش: احوال عمر ما چه باشد عمر چیست؟ / گفت: یا برقیست یا شمعیست یا پروانه‌ای
بر مثال قطرهٔ برفست در فصل تموز / هیچ عاقل در چنین جاگاه سازد خانه‌ای
یا مثال سیل خانست آب در فصل بهار / هیچ زیرک در چنین منزل فشاند دانه‌ای
فیلسوفی گفت: اندر جانب هندوستان / حکمتی دیدم نوشته بر در بت خانه‌ای
گفتم: آن حکمت چه حکمت بود؟ گفت: این حکمتست / آدمی را سنگ و شیشه چرخ چون دیوانه‌ای
نعمت دنیا و دنیا نزد حق بیگانه است / هیچ عاقل مهر ورزد با چنین بیگانه‌ای؟