جهان را یادگارست از سلاطین / شه ایران و توران ناصرالدین
ملک سنجر ولیعهد ملک شاه / خداوند ملوک مشرق و چین
فروزان آفتابی عالم افروز / که او را آسمان تخت است یا زین
رکاب او به مرو شاهجان باد / نهیب او به ترکستان و غزنین
دلیران زیر حکم او زبونند / چو زیر بند طَهمورث شیاطین
ببرد از پشت دولت تیغ او خم / ببرد از روی ملت رای او چین
چو جیش او بجوشد در خراسان / به جوش آید ز توران تا فلسطین
ز احسانش همه آزادگان را / نصیب است از بخارا تا نصیبین
چو روز رزم گیرد تیغ برکف / بخار خون رسد بر ماه و پروین
چو روز بزم گیرد جام بر دست / شود روی زمین سیمین و زرین
نهد اندازهٔ عالم مهندس / ز مرز قیروان تا چین و ماچین
به چشم او یکی ذره نسنجد / اگر عالم شود صد باره چندین
ایا شاهی که یزدان کرد و دولت / تو را جود و خرد تعلیم و تلقین
به تو فخرست امیرالمومنین را / ز تو شاد است سلطان سلاطین
به آثار تو مستظهر شدست آن / به اخبار تو مُستَبشَر شدست این
ترازوی معالی و شرف را / کف و بازوی تو کف است و شاهین
همی از عدل و انصاف تو سازد / کبوتر آشیان در چشم شاهین
به فر تو همی زر خیزد از سنگ / به خلق تو همیگل روید از طین
ز بهر قهر بدخواه تو باشد / شهاب اندر هوا بر شکل زوبین
هم از بهر هلاک دشمن توست / کجا زهرست در دندان تنین
چو گردان تو را گوید قضا هان / حو ترکان توراگوید قدر هین
ز گیتی دشمنانت را برانند / چنان کز کوه راند سنگ را هین
زکین تو به رزم اندر عدو را / سکون دل بَدَل گردد به سِکّین
کسی کاو مهر تو در جان ندارد / بتوزد روزگار از جان او کین
ز بیم تو چنان خفت است دشمن / که هرگز برنگیرد سر زبالین
کسی کز دولت تو شاد گردد / سپهر او را نیارد کرد غمگین
در آن مسکن که اقبال تو تابد / در آن مسکن عجب دارند مسکین
کِهینه پهلوانت مِه ز بیژن / کَمینه مر زبانت به زگرگین
اگر فرهاد در عصر تو بودی / نوشتی مدح تو بر جان شیرین
نگاریدی هنرهای تو بر سنگ / به جای صورت پرویز و شیرین
تو را زیبد که خوانم شاه شاهان / که از تو میرِ میران یافت تمکین
ز بهر حرمت او چون تو امروز / خرامیده به این جشن به آیین
زمین را آخشیجان کله بستند / فلک را اختران بستند آذین
شدند از فخر روحالعین و رضوان / در این مجلس گهربار و شکرچین
همیشه تا گل و نسرین و شمشاد / نروید در دی و کانون و تِشرین
مزین باد ایوان تو هر روز / چو باغی پرگل و شمشاد و نسرین
زگیتی بهرهٔ تو آفرین باد / ز گردون قسم بدخواهانت نفرین
بقای دولت این خاندان را / دعا از بندگان وز بخت آمین