امیر معزی › شمارهٔ ۶| ” میراث‌دار ادب پارسی “

تیر شه را به‌ نظم بستودم / شکر کرد و به‌ فخر سر بفراشت
آمد و بوسه داد سینهٔ من / رفت و پیکان به‌ سینه در بگذاشت
من ندانم که این ودیعت را / سینه تا کی نگاه خواهد داشت