امیر معزی › شمارهٔ ۱۴| ” میراث‌دار ادب پارسی “

شاها قیاس بخت خود از آفتاب گیر / عالم به تیغ دولت و رای صواب‌گیر
کاوس وار تاختنی کن سوی ختن / صد گنج چون خزانهٔ افراسیاب گیر
آباد کرده‌ای همه عالم به عدل خویش / از تیغ خویش خانهٔ اعدا خراب‌گیر
چون بنگری به طالع خویش و دعا کنی / طالع خجسته‌گیر و دعا مستجاب گیر
گه اسب تاز و گاه نشاط شراب کن / گه‌گوی باز و گاه به‌کف بر شراب‌گیر