امیر معزی › شمارهٔ ۱۶| ” میراث‌دار ادب پارسی “

عزیزکرد مرا در محل عز و قبول / ظهیر دولت شاه و شهاب دین رسول
چنان شنید زمن شعر کاحمد مختار / شنید وحی ز روح‌الامین به وقت نزول
چو در ستایش او لفظ من مکرر شد / لَطَف نمود و ز تکرار من نگشت ملول
کجا ملول شود صاحبی که گاه سخن / بود ز خاطر او نفع را فروع و اصول
ایا ستوده کریمی که فضل‌گویان را / ز شکر مکرمت توست فصلها ز فصول
کمال فضل تو داری و من به مجلس تو / چو فضل خویش نمایم بود کمال فضول
اگر هزار زبانم بود به جای یکی / ستایش تو یکی از هزار کیف اقول
چو کرد طبع لطیفت قبول شعر مرا / سزد که رای شریفت دهد نشان قبول
تو بشت آل بتولی و هست نایب من / به مجلس تو خداوند شمع آل بتول