ابن حسام خوسفی › غزل شمارهٔ ۲۴| ” میراث‌دار ادب پارسی “

مرا درد تو دایم هم نشین است / غمت پیوسته با جانم قرین است
هوس دارم که در پای تو میرم / تمنای من از دولت همین است
نظر بر پسته تنگ تو دارم / که چشم من به غایت خرده بین است
عذار از دود آه من نگهدار / که آه سوزناکم آتشین است
خیالت بر سواد دیده من / انیس مردم دریا نشین است
نهفته گوشه چشمی به ما کن / که هر گوشه رقیبی در کمین است
سر ابن حسام و خاک کویت / که لطفش خوشتر از ماء معین است